وادیم یک کارمند اداری معمولی و بدون چشمانداز است، که ناامید است تا زندگی خستهکنندهاش را تغییر دهد. یک روز بعد از ظهر، در حالی که در یک میخانه به زندگی خود فکر می کند، یک متصدی مرموز یک کوکتل به وادیک پیشنهاد می دهد. وادی با نوشیدن این کوکتل...