در تعطیلات در استانبول، کائیسا با ژاکوب آشنا می شود و او عاشقانه عاشق می شود. یک روز پس از خروج یاکوب از خانه، بدون اینکه کجسا حتی نام خانوادگی خود را بداند. مدتی بعد آنها دوباره همدیگر را ملاقات می کنند، اما یاکوب زندگی آنها را به یاد نمی آورد ...