
زمانی که ساخت جاده تهدید میکند مغازههای شهر را ببندد، شهردار یک بازار کریسمس را برای افزایش فروش پیشنهاد میکند، اما او باید دارسی گوشهنشین را متقاعد کند که آن را در کارخانه خانوادهاش میزبانی کند، و درعینحال آتشسوزیها را دوباره برانگیخت و درعینحال جرقهای را برانگیخت...