
مارتن، مجردی که با مادر بیمار لاعلاج خود زندگی می کند، با کابوسی مواجه می شود که در آن خدا به او می گوید که باکرگی خود را از دست بدهد یا ظرف یک هفته بمیرد. او ناامیدانه سعی می کند گیلاس خود را از دست بدهد، اما پس از آن موفق به انجام این کار می شود...