در اوایل دهه 1900 در انگلستان، کریستینا جوان یتیم می شود و با عمو راسل و دو پسر عمویش زندگی می کند. کریستینا متوجه می شود که با کلاسیک گرایی دست و پنجه نرم می کند و در طول جنگ باید فلاماردها را خودش سرپا نگه دارد.