
در فلاش بک گفته شد، روضه ها به پسرشان می گویند که چگونه او 3 پدر داشت. آنها صاحب یک مغازه گروفروشی هستند و به یک گروه "حفاظت"، یک دسته کوسه قرضی بدهکار هستند. همچنین، یک خانم یک نوزاد را در مغازه به عنوان بخشی از طرحی برای فروش یک دستگاه ساختگی رها می کند...